رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

مادرانه

1391/4/22 12:54
نویسنده : رومینا
269 بازدید
اشتراک گذاری

مادر که میشوی زندگیت عوض میشود.....

گاهی اوقات انقدر مشغول کودکیت میشوی که احساس میکنی هیچکس به اندازه تو اورا دوست نداردو یادت میرود که کسی هست که از تو بیشتر برای او مهربان است و دلت ارام میگرد و به او میسپاریش.

مادر که میشوی دیگر خودت نیستی...

مادر که میشوی ... همه بچه های اطرافت فرزندت میشوند...وتو برای همه انها دعا میکنی .. از ته قلب و پاک...همانطور که برای دلبندت دعا میکنی.

مادر که میشوی....به یاد خودت تنها می افتی گریه ات میگیرد

مادر که میشوی....از کجا کی .. چطور این همه تغییر.. این همه صبر ... این همه عشق

این روزها رو دوست دارم گاهی که فرصت میشود چند خطی بنویسم باز وجودم لبریز از عشق توست

از وقتی مادر شدم بزرگتر شدم 

از وقتی مادر شدم یاد گرفتم چطور کارهامو با یک دست انجام بدم در حالی که تو بغلم هستی و اذیت نمیشی

از وقتی مادر شدم یاد گرفتم اگر از وقت ناهار و شام گذشت معده ام بهانه نگیره

اگر از وقت خوابم گذشت سردرد نگیرم

از وقتی مادر شدم یاد گرفتم که چطور در زمان کوتاه همه کارهای خونه رو انجام بدم

از وقتی مادر شدم با صبر و حوصله به حرفهای نامفهومت گوش میدم

از وقتی مادر شدم بیشتر از قبل مادرمو دوست دارم.

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)